<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله علمی " آمایش سرزمین "</title>
    <link>https://jtcp.ut.ac.ir/</link>
    <description>مجله علمی " آمایش سرزمین "</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سخن سردبیر</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106260.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>از تمرکزگرایی تا توسعة چندمرکزی (تحلیل تحولات فضایی منطقة کلان‌شهری تهران)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_105212.html</link>
      <description>تحولات فضایی منطقة کلان‌شهری تهران طی دهه‌های اخیر نشان‌دهندة گذار تدریجی از یک ساختار شدیداً متمرکز به الگوی چندمرکزی است. با این‌ حال، چیستی این گذار، سازکارهای آن، و پیامدهای ساختاری‌اش کمتر به ‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. این پژوهش با هدف تحلیل الگوی تحول فضایی تهران بر پایة چارچوب نظری چندمرکزی ‌شدن و مفاهیم سلسله‌مراتب شهری، پیوندپذیری و خوشه‌بندی فضایی انجام شده است. در این مطالعه با استفاده از تحلیل شبکة شهری، شاخص‌های مرکزیت (Degree، Betweenness، Closeness)، تحلیل سلسله‌مراتبی کارکردی، و خوشه‌بندی مراکز شهری ساختار فضایی منطقه در سه مؤلفة گره‌ها، پیوندها، و ساختار کلی شبکه ارزیابی شده است. نتایج نشان می‌دهد به‌رغم تداوم نقش مسلط شهر تهران در رأس شبکة شهری، مراکز فرعی چون اسلام‌شهر، دماوند، و ... در سال‌های اخیر تقویت شده و به‌ واسطة افزایش پیوندهای درون‌منطقه‌ای هسته‌های ثانویة جدیدی شکل گرفته‌اند. تحلیل شاخص‌های شبکه نیز بیانگر کاهش تمرکز، رشد ارتباطات افقی بین مراکز، و حرکت شبکة فضایی منطقه به سمت الگوی چندمرکزی است. بر این اساس، پژوهش حاضر مدلی پیشنهادی برای توسعة ساختار چندمرکزی ارائه می‌کند که شامل تقویت کارکردهای مراکز فرعی، ارتقای اتصال‌پذیری شبکه‌ای بین شهرها، و توزیع متعادل فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی در سطح منطقه است. به‌کارگیری این مدل می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری ساختار فضایی منسجم‌تر و کارآمدتر و پایدارتر برای منطقة کلان‌شهری تهران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تغییرات پوشش زمین در محور لارستان‌ـ اوز با استفاده از تکنیک‌های تحلیل فضایی RS و GIS</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_105280.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات کاربری و پوشش زمین در محور ارتباطی لارـ اوز طی دورۀ زمانی 2004 تا 2024 و بررسی عوامل مؤثر بر این تغییرات انجام شده است. برای دستیابی به اهداف پژوهش از تصاویر ماهواره‌ای لندست 7 و 8 (سنجنده‌های ETM+ و OLI) استفاده شد و طبقه‌بندی کاربری و پوشش زمین به روش حداکثر احتمال برای سال‌های 2004، 2014 و 2024 در نرم‌افزار ENVI 5.6 انجام گرفت. ضریب کاپا برای بررسی صحّت نقشه‌ها به ترتیب برابر با 94&amp;amp;nbsp;درصد، 97&amp;amp;nbsp;درصد و 96&amp;amp;nbsp;درصد ارزیابی و سپس تغییرات رخ‌داده با استفاده از روش مقایسه پس از طبقه‌بندی بررسی شد. در گام بعد برای بررسی عوامل مؤثر بر بروز تغییرات از مدل رگرسیون لجستیک در نرم‌افزار TerrSet استفاده شد و پارامترهای مورد بررسی با عنوان متغیرهای مستقل شامل: ارتفاع، شیب زمین، نزدیکی به جاده، نزدیکی به مراکز سکونتگاهی و نزدیکی به منابع آب (چاه‌های آب) در این مدل بررسی شد. نتایج نشان داد زمین‌های بایر طی بازۀ زمانی 20&amp;amp;nbsp;ساله کاهش 46/9&amp;amp;nbsp;درصدی داشته و از 0005/276&amp;amp;nbsp;کیلومتر‌مربع در سال 2004 به 89/249&amp;amp;nbsp;کیلومتر‌مربع در سال 2024 رسیده است. بیشترین تغییرات مربوط به مناطق ساخته‌شده بوده است؛ ‌طوری ‌که از 7656/35&amp;amp;nbsp;کیلومتر‌مربع در سال 2004 به 4785/60&amp;amp;nbsp;کیلومتر‌مربع در سال 2024 رسیده و رشد 1/69&amp;amp;nbsp;درصدی داشته است. پوشش گیاهی منطقه نیز حدود 47/3&amp;amp;nbsp;درصد افزایش‌ یافته و از 2879/40&amp;amp;nbsp;کیلومترمربع در سال 2004 به 6851/41&amp;amp;nbsp;کیلومترمربع در سال 2024 رسیده است. در بررسی عوامل مؤثر بر بروز تغییرات با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک، مشخص شد که نزدیکی به منابع آب (چاه‌ها)، شیب و نزدیکی به جاده بیشترین تأثیرات را در ایجاد تغییرات در منطقۀ لارـ اوز داشته است و ارزیابی مدل رگرسیون لجستیک با شاخص‌های ROC و Pseudo-R&amp;amp;sup2; به ترتیب با مقادیر 939/0 و 426/0 بیانگر قابلیت بالای مدل در توصیف تغییرات و تعیین مناطق مستعد تغییر بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه‌ریزی زیرساخت‌های سبز شهری با هدف رونق عملکرد محیطی جغرافیای سیمای‌سرزمین(مورد مطالعه: شهر کرمانشاه)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_104023.html</link>
      <description>شهرنشینی، از جمله عوامل اصلی تغییر کاربری اراضی و پوشش زمین، تأثیرات عمیقی بر تعادل محتوای ساختاری، ساز&amp;amp;rlm;کار آرایش فضایی، و ارتباط تنظیم فرایندی سیمای سرزمین دارد. این پژوهش، با هدف برنامه&amp;amp;rlm;ریزی زیرساخت&amp;amp;rlm;های سبز شهری، مبتنی بر اصول بوم&amp;amp;rlm;شناسی سیمای سرزمین (ساختار، عملکرد، تغییر)، انجام شد. بدین منظور، نقشه&amp;amp;rlm;های کاربری اراضی و پوشش زمین سال&amp;amp;rlm;های 2003، 2013 و 2023 با استفاده از تصاویر ماهواره&amp;amp;rlm;ای و نرم&amp;amp;rlm;افزار ENVI 5.3 تهیه شد. سپس، با بهره&amp;amp;rlm;گیری از مدل CA-Markov پیش&amp;amp;rlm;بینی تغییرات سال 2033 در محیط نرم&amp;amp;rlm;افزار TerrSet 18.3 انجام گرفت. همچنین، تحلیل سنجه&amp;amp;rlm;های سیمای سرزمین در سطوح کلاس و سیمای سرزمین در محیط نرم&amp;amp;rlm;افزار Fragstats v4.2 و شناسایی فرایندهای فضایی با استفاده از الگوریتم درخت تصمیم&amp;amp;rlm;گیری انجام شد. در نهایت، با بهره&amp;amp;rlm;گیری از اصول عملی برنامه&amp;amp;rlm;ریزی، راهبردهایی برای ارتقای ساختار طبیعی و رونق عملکرد محیطی روند تغییر جغرافیای سیمای سرزمین ارائه شد. بر مبنای نتایج، بین سال&amp;amp;rlm;های 2003 تا 2033، گسترش مناطق ساخت&amp;amp;rlm;وساز همراه با فرایند تجمع فضایی، منجر به افزایش سطح (CA)، انسجام لکه&amp;amp;rlm;های ساخت&amp;amp;rlm;وساز (COHESION) و کاهش ازهم‌گسیختگی و پیچیدگی فضایی (کاهش IJI، ENN-MN، ED، PD، NP و LSI) ساخت جغرافیای سیمای سرزمین شده است. در مقابل، زیرساخت&amp;amp;rlm;های سبز، نظیر پوشش گیاهی و اراضی بایر، با کاهش قابل &amp;amp;rlm;توجه در شاخص&amp;amp;rlm;های فضایی مواجه شده&amp;amp;rlm;اند که نشان&amp;amp;rlm;دهندة افزایش فرایندهای ساییدگی، انقطاع ساختاری، محدودیت عملکردی، و نهایتاً تأثیر نامطلوب بر یکپارچگی فرایندی سیمای سرزمین است. همچنین، کاهش تدریجی در سنجه&amp;amp;rlm;های PD، NP، SHDI، ED و LSI و افزایش CONTAG در سطح سیمای سرزمین حاکی از کاهش تنوع، گسترش ساخت&amp;amp;rlm;وساز، و ساده &amp;amp;rlm;شدن ساختار سرزمین است. بر مبنای چارچوب تحلیلی پژوهش، با تنظیم پیوستگی&amp;amp;rlm; ساختاری رونق عملکرد محیطی برنامه&amp;amp;rlm;ریزی&amp;amp;rlm;های چندکارکردی افزایش می&amp;amp;rlm;یابد و راه&amp;amp;rlm;حل&amp;amp;rlm;های زیرساخت سبز‌ـ‌&amp;amp;nbsp;خاکستری فراتر عمل می&amp;amp;rlm;کنند. بنابراین رعایت اصول &amp;amp;laquo;پیوستگی&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm; ساختاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برنامه&amp;amp;rlm;ریزی&amp;amp;rlm;های چندکارکردی&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;ادغام سبز‌ـ خاکستری&amp;amp;raquo;، همراه با اصل &amp;amp;laquo;مشارکت اجتماعی&amp;amp;raquo; در روند شناخت نیازها و کسب خدمات سیمای سرزمین مؤثرتر عمل می&amp;amp;rlm;کنند. و نهایتاً، برنامه&amp;amp;rlm;های توسعة شهری، بر مبنای &amp;amp;laquo;ارزیابی شبکة زیرساخت سبز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استراتژی&amp;amp;rlm;های برنامه&amp;amp;rlm;ریزی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مشارکت&amp;amp;rlm; ذی‌نفعان&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;اجرا&amp;amp;raquo; به کار گرفته می&amp;amp;rlm;شوند. از این طریق، با هدف ارتقای ساختار طبیعی، تخصیص عملکرد محیطی، و تبیین جغرافیایی سیمای سرزمین مدیریت بقای ساختاری و پایداری عملکردی زیرساخت‌های سبز شهری امکان&amp;amp;rlm;پذیر می&amp;amp;rlm;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی پراکنش فقر شهری (مطالعه موردی: شهر ایلام)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_103887.html</link>
      <description>شهرها با چالش‌های بسیاری مواجه هستند. اما می‌توان گفت مهم‌‌ترین مشکلی که آن‌ها را تهدید می‌کند فقر است. وجود فقر در شهرها منجر به بروز مسائل اجتماعی، اقتصادی، و کالبدی می‌شود و پایداری و توسعة این شهرها را با مشکلاتی مواجه می‌کند. هدف این پژوهش بررسی، شناسایی، و تحلیل پهنه‌های فضایی فقر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، و کالبدی در سطح بلوک‌های آماری شهر ایلام است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت توصیفی‌ـ&amp;amp;nbsp;تحلیلی و بنا بر هدف کاربردی است. داده‌های مورد استفاده از بلوک‌های آماری سال 1395 مرکز آمار ایران به دست آمده است. شاخص‌های مورد استفاده در این پژوهش در سه بعد اقتصادی، اجتماعی، و کالبدی بررسی شده است. به منظور تحلیل فضایی پهنه‌های فقر در شهر ایلام از تکنیک تحلیل نقاط داغ با استفاده از شاخص گتیس‌ـ ارد جی در محیط نرم‌افزار Arc GIS بهره گرفته شده است. نتایج تلفیق شاخص‌های فقر شهری نشان می‌دهد 58/16 درصد از مساحت شهر ایلام در پهنه‌های فقیر و خیلی فقیر قرار دارند. بیشترین تمرکز این مناطق در ناحیه‌های بان‌برز و سبزی‌آباد (منطقة 2) است. همچنین، مقادیری از این پهنه‌ها در نواحی استانداری، هانیوان، تپة شاهد، مرکزی (منطقة 1)، نوروزآباد (منطقة 3) و آزادگان (منطقة 4) پراکنده شده‌اند که نشان‌دهندة وجود لکه‌های فقر در سایر نقاط شهر است. 4/21 درصد از مساحت شهر ایلام در پهنه‌های مرفه و خیلی مرفه قرار دارند. این مناطق بیشتر در نواحی پشت صداوسیما و پیچ عاشوری و شادآباد (منطقة 3) و رزمندگان و جانبازان (منطقة 4) واقع شده‌اند. 02/62 درصد از مساحت شهر در پهنة متوسط فقر شهری قرار دارد و این مساحت در تمامی مناطق شهر، به‌ویژه منطقة 1، پراکنده است.&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی شاخص‌های شهر سبز؛ مروری نظام‌مند</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106082.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی نظام‌مند ادبیات و ارائة یک طبقه‌بندی نوین از شاخص‌های کلیدی ارزیابی شهر سبز صورت پذیرفته است. با توجه به انبوه و پراکندگی شاخص‌های موجود، دستیابی به یک چارچوب طبقه‌بندی منسجم برای فهم جامع‌تر و عملیاتی‌سازی این مفهوم از اهمیت بسزایی برخوردار است.&#13;
روش: این مطالعه با رویکرد مرور نظام‌مند و بر اساس پروتکل پریزمای 2020 انجام شده است. جست‌وجو در پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی و بین‌المللی منجر به شناسایی ۳۵ سند مرتبط شد. داده‌ها با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل و شاخص‌های استخراج‌شده طی فرایندی پالایشی در سه مرحله ادغام و دسته‌بندی شدند.&#13;
یافته‌ها: تحلیل یافته‌ها منجر به شناسایی نهایی ۲۳ شاخص کلیدی شد که در یک چارچوب مفهومی چهاربُعدی سازماندهی شدند: بُعد محیط زیستی‌ـ&amp;amp;nbsp;اکولوژیکی (۷ شاخص؛ مانند کیفیت هوا، مدیریت پسماند، سرانة فضای سبز)؛ بُعد اجتماعی‌ـ&amp;amp;nbsp;فرهنگی (۷ شاخص؛ مانند عدالت در دسترسی به پارک‌ها و خدمات شهری، مشارکت شهروندی، حفظ میراث فرهنگی)؛ بُعد کالبدی‌ـ&amp;amp;nbsp;زیرساختی (۵ شاخص؛ مانند حمل‌ونقل عمومی، انرژی‌های تجدیدپذیر، فرم پیاده‌محور)؛ بُعد اقتصادی و حکمرانی (۴ شاخص؛ مانند اشتغال سبز، برنامه‌ریزی راهبردی، جذب سرمایه).&#13;
نتیجه‌: یافته‌ها مؤید آن است که مفهوم &amp;amp;laquo;شهر سبز&amp;amp;raquo; ماهیتی چندبُعدی یکپارچه و متوازن دارد که تحقق آن مستلزم توجه هم‌زمان به چهار رکن محیط زیستی، اجتماعی، کالبدی، و حکمرانی است. چارچوب پیشنهادی می‌تواند به عنوان ابزاری راهبردی برای برنامه‌ریزان، مدیران شهری، و پژوهشگران در جهت تدوین سیاست‌ها، ارزیابی عملکرد، و انجام دادن مطالعات مقایسه‌ای مورد استفاده قرار گیرد. این مطالعه بر ضرورت عبور از نگاه تک‌بعدی و اتخاذ رهیافتی کل‌نگر در مسیر توسعة پایدار شهری تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت راهبردی پسماندهای ناشی از گردشگری مذهبی: مطالعۀ موردی مکان‌‌یابی لندفیل زباله های شهری در استان‌های نجف و کربلا</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106201.html</link>
      <description>کشور عراق به‌طور کلی و استان‌های فرات میانی به‌طور خاص از ضعف بنیادین در سیستم‌های جمع‌آوری و دفع ایمن زباله‌های جامد شهری رنج می‌برند. فقدان استراتژی‌های ملی و تولید بالای زباله، به‌ویژه در مناسبت‌های مذهبی، ضرورت اقدام فوری برای اعمال یک روش کم‌هزینه و پایدار مدیریت پسماند را آشکار ساخته است. تصمیم راهبردی مدیران محلی که در نتیجۀ نشست‌های تخصصی با متخصصان امر از جمله محققان مطالعۀ حاضر حاصل شده است، بر مکان‌یابی زمین‌های مناسب برای دفن زباله به‌صورت متمرکز در هر استان و احداث لندفیل‌های بهداشتی مطابق با استانداردهای مهندسی، استوار است. ضعف قانونی در کشور عراق و نبود معیارهای شفاف برای مکان‌یابی در این مطالعه با بررسی سابقۀ مطالعه و ارائۀ مجموعه‌ای از معیارهای تأثیرگذار متناسب با شرایط کشور ‌عراق و وزن‌دهی آن‌ها به روش SRS پیگیری شد. در نهایت با آینده‌پژوهی برای برآورد رشد جمعیت و افزایش تعداد گردشگران مذهبی، تخمینی از میزان زبالۀ تولیدی ارائه و مکان‌هایی با سطح کافی برای احداث لندفیل از میان زمین‌های با مطلوبیت بالا در نقشۀ GIS ترکیبی، به نحوی که توانایی پذیرش زباله طی 50 سال آینده را داشته باشد، انتخاب و پیشنهاد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد مدل‌سازی پویایی سیستم در تبیین چالش‌ها و چشم‌اندازهای استقرار بندر خشک در شهرستان سیرجان</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106089.html</link>
      <description>افزایش مستمر حمل‌ونقل دریایی بین‌المللی کالا، فشار فزاینده‌ای بر بنادر اصلی کشور وارد کرده و محدودیت ظرفیت و فضای توسعه، منجر به تأخیرهای عملیاتی و کاهش بهره‌وری شده است. در این میان، استقرار بندر خشک به‌عنوان راهکاری مکمل، می‌تواند نقش مؤثری در کاهش بار بنادر ساحلی و بهبود عملکرد شبکۀ لجستیک ایفا کند. با توجه به موقعیت راهبردی شهرستان سیرجان، این پژوهش با هدف تبیین چالش‌ها و چشم‌اندازهای استقرار بندر خشک در این منطقه با بهره‌گیری از مدل‌سازی پویایی سیستم انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته انجام شد؛ بدین‌صورت که در بخش کیفی، از طریق تحلیل مضمون و مصاحبه با ۱۲ نفر از خبرگان، چالش‌های اصلی شناسایی شد و در بخش کمّی، به‌منظور تحلیل روابط علّی‌ـ معلولی میان چالش‌ها از روش دیمتل فازی، و برای بررسی رفتار سیستم در شرایط مختلف از پویایی‌شناسی سیستم و تحلیل سناریو استفاده شد. یافته‌ها نشان داد چالش‌ها در دو دستۀ علّی و معلولی قابل طبقه‌بندی هستند؛ به‌طوری‌که چالش‌های اقتصادی‌ـ&amp;amp;nbsp;مالی، اجتماعی‌ـ&amp;amp;nbsp;فرهنگی، و حقوقی‌ـ&amp;amp;nbsp;نهادی در زمرۀ عوامل علّی، و چالش‌های مدیریتی‌ـ&amp;amp;nbsp;سازمانی، زیست‌محیطی‌ـ&amp;amp;nbsp;پایداری و فنی‌ـ&amp;amp;nbsp;زیرساختی در گروه عوامل معلولی قرار می‌گیرند. نتایج دیمتل فازی، چالش اقتصادی‌ـ مالی را به‌عنوان قوی‌ترین عامل علّی و چالش فنی‌ـ&amp;amp;nbsp;زیرساختی را به‌عنوان قوی‌ترین عامل معلولی معرفی کرد. همچنین تحلیل پویایی سیستم نشان داد اجرای راهکارها و سیاست‌های پیشنهادی، به‌ویژه در سناریوی خوش‌بینانه، منجر به کاهش معنادار چالش‌ها و بهبود چشم‌انداز استقرار بندر خشک در شهرستان سیرجان می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل محیطی اثرگذار بر شکل‌گیری و گسترش استارت‌آپ‌های نوپا در استان خراسان شمالی</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_105913.html</link>
      <description>استارت‌آپ‌های نوپا از مهم‌ترین عوامل توسعۀ اقتصادی و کاهش بیکاری در مناطق کمترتوسعه‌یافته محسوب می‌شوند و شکل‌گیری و گسترش آن‌ها به میزان زیادی متأثر از شرایط محیطی و فضایی است. هدف پژوهش حاضر تبیین عوامل محیطی اثرگذار بر شکل‌گیری و گسترش استارت‌آپ‌های نوپا در استان خراسان شمالی با استفاده از تحلیل‌های کمّی و فضایی است. پژوهش از نظر هدف، توصیفی و از نظر روش، توصیفی‌ـ&amp;amp;nbsp;پیمایشی با رویکرد کمّی است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه با خبرگان و داده‌های مکانی گردآوری شده است. برای تحلیل الگوهای فضایی از شاخص خودهمبستگی فضایی موران و مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) در محیط GIS استفاده شد. شاخص‌های مورد بررسی شامل باران، خاک گسل، کاربری اراضی، مناطق روستایی، و خطوط ریلی بود. نتایج شاخص موران نشان داد که توزیع فضایی استارت‌آپ‌ها در استان تصادفی نبوده و دارای الگوی خوشه‌ای معنادار است. نتایج مدل GWR بیانگر آن است که از مجموع هشت شهرستان استان، سه شهرستان بجنورد، شیروان، و اسفراین دارای خودهمبستگی فضایی مثبت و متوسط با شاخص‌های محیطی هستند و بالاترین ظرفیت را برای توسعۀ استارت‌آپ‌ها دارند. در مقابل، دو شهرستان راز&amp;amp;nbsp;و‌&amp;amp;nbsp;جرگلان و فاروج دارای خودهمبستگی فضایی منفی و شرایط نامساعد هستند و سه شهرستان جاجرم، گرمه، و مانه&amp;amp;nbsp;و&amp;amp;nbsp;سملقان وضعیت متوسط تا ضعیف را نشان داده‌اند. در مجموع، نتایج کمّی نشان می‌دهد که حدود ۳۷&amp;amp;nbsp;درصد شهرستان‌های استان از شرایط فضایی مناسب برای توسعۀ استارت‌آپ‌ها برخوردارند. یافته‌ها بر ضرورت بهبود زیرساخت‌ها، تقویت مراکز نوآوری و حمایت هدفمند از شهرستان‌های مستعد برای دستیابی به توسعۀ متوازن منطقه‌ای تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر قیمت زمین بر انتشار دی اکسید کربن در بخش صنعت ایران</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106199.html</link>
      <description>آلودگی محیط زیست هم‌زمان با تقاضای انرژی جهان افزایش یافته و به بحران انرژی و گرمایش جهانی دامن زده است. دی‌اکسیدکربن یکی از مهم‌ترین گازهای گلخانه‌ای است که 58&amp;amp;nbsp;درصد از مصرف انرژی جهانی را تشکیل می‌دهد. ازاین‌رو با توجه به اهمیت انتشار گاز دی‌اکسیدکربن، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر قیمت زمین بر انتشار دی‌اکسیدکربن در بخش صنعت ایران، با استفاده از روش رگرسیون کوانتایل در فاصلۀ زمانی فصل اول سال 1390 تا فصل چهارم سال 1402 است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در تمامی دهک‌ها، قیمت زمین، ارزش افزودۀ بخش صنعت و نرخ رشد جمعیت شهری تأثیر مثبت و معنی‌دار بر انتشار دی‌اکسیدکربن در بخش صنعت ایران، و مجذور ارزش افزودۀ بخش صنعت تأثیر منفی و معنی‌دار بر انتشار دی‌اکسیدکربن در بخش صنعت ایران دارد. در رابطه با تأثیر مثبت قیمت زمین بر انتشار دی‌اکسیدکربن، نتیجه آن شد که با افزایش قیمت زمین، محدودیت‌های تأمین مالی شرکت‌ها تشدید می‌یابد و از طریق محدود کردن توانایی آن‌ها برای تأمین مالی طرح‌های سازگار با محیط&amp;amp;nbsp;زیست یا اتخاذ فناوری‌های نوآورانه و همچنین سوق دادن آن‌ها به کاهش هزینه‌های تحقیق و توسعه و نیز تکیه بر منابع انرژی ارزان‌تر و کربن‌محور باعث افزایش انتشار دی‌اکسید‌کربن می‌شود. از‌این‌رو با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران اقتصادی، الف) از طریق اعمال سیاست‌های مالیاتی‌ـ&amp;amp;nbsp;ممانعتی، نظیر مالیات بر عایدی سرمایه با هدف کاهش سفته‌بازی در زمین و کاهش ذخیره‌سازی زمین، زمینۀ لازم برای کاهش قیمت زمین و به دنبال آن کاهش انتشار دی‌اکسید‌کربن را فراهم سازند؛ ب) از طریق بهبود کارایی مصرف نهادۀ انرژی در واحدهای تولیدی، زمینۀ رشد اقتصادی همراه با کاهش آلودگی را فراهم سازند؛ ج) برنامۀ توسعۀ شهرها را هماهنگ با مباحث محیط&amp;amp;nbsp;زیست تدوین کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش تغییرات کاربری اراضی شهری و شبیه‌سازی توسعۀ آتی شهر (مطالعۀ موردی: شهر کرکوک، عراق)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_104873.html</link>
      <description>افزایش شتابان شهرنشینی و تغییرات گسترده در الگوهای کاربری اراضی، به‌ویژه در مناطق در حال توسعه، موجب بروز چالش‌هایی در زمینۀ مدیریت پایدار زمین، از بین رفتن منابع طبیعی و اختلال در توازن اکولوژیکی شده است. مطالعۀ حاضر با هدف تحلیل فضایی‌ـ‌&amp;amp;nbsp;ـزمانی تغییرات کاربری اراضی در شهر کرکوک طی دورۀ ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ و پیش‌بینی روند آن تا سال ۲۰۳۶ با بهره‌گیری از رویکردهای پیشرفتۀ سنجش از دور و مدل‌سازی انجام گرفته است. برای این منظور، از تصاویر چندزمانۀ ماهواره‌ای لندست 5 و 8 استفاده شد و پس از انجام دادن پیش‌پردازش‌های هندسی و رادیومتریکی، طبقه‌بندی به کمک الگوریتم یادگیری ماشین SVM در محیط نرم‌افزار ENVI اجرا شد. صحت طبقه‌بندی با استفاده از ماتریس خطا، ضریب کاپا و دقت کلّی ارزیابی شد که نتایج به‌ترتیب برابر با 88 درصد (Kappa=0/90) در سال ۱۹۹۰ و 91 درصد (Kappa=0/94) در سال ۲۰۲۴ برآورد شد. در ادامه، با بهره‌گیری از مدل ترکیبی CA&amp;amp;ndash;&amp;amp;nbsp;Markov در نرم‌افزار IDRISI، پیش‌بینی تغییرات تا افق ۲۰۳۶ انجام گرفت. نتایج مدل نشان داد که سطح کاربری شهری از 6/8&amp;amp;nbsp;درصد به بیش از 3/22&amp;amp;nbsp;درصد خواهد رسید، درحالی‌که اراضی بایر از حدود 88&amp;amp;nbsp;درصد به کمتر از 74&amp;amp;nbsp;درصد کاهش خواهد یافت. همچنین، افزایش محدود در کاربری باغی و پهنۀ آبی نیز مشاهده شد. این الگوها حاکی از توسعۀ پراکنده و ناپایدار مناطق شهری در جهت جنوب و غرب شهر است. دستاوردهای این پژوهش بیانگر کارایی بالای ترکیب الگوریتم‌های SVM و CA&amp;amp;ndash;&amp;amp;nbsp;Markov در پایش و پیش‌بینی تغییرات کاربری اراضی در مناطق پیچیدۀ شهری است. همچنین، نتایج می‌تواند به&amp;amp;nbsp;‌عنوان ابزار تصمیم‌یار در تدوین سیاست‌های فضایی، کنترل گسترش بی‌رویة شهری، و مدیریت منابع طبیعی به ‌کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کمّی پتانسیل ژئوتوریسمی ژئومورفوسایت‌ها با استفاده از مدل‌های کامنسکو و سرانو (مطالعة موردی: استان اردبیل)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_104443.html</link>
      <description>ژئوتوریسم به‌ عنوان یکی از گرایش‌های کلیدی گردشگری پایدار نقشی مهم در حفاظت از میراث ژئومورفولوژیک و ارتقای سواد زمین‌دانشی جامعه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی کمّی پتانسیل ژئوتوریسمی سه ژئوسایت شاخص استان اردبیل (گردنۀ حیران، دریاچۀ نئور و پل ورگه‌سران) انجام شده است. داده‌ها از مطالعات اسنادی، مشاهدات میدانی و تحلیل ثانویه گردآوری شد. برای سنجش توان ژئوتوریستی، از دو الگوی معتبر کامنسکو و سرانوـ&amp;amp;nbsp;گونزالس تروبا بهره گرفته شد. مدل کامنسکو پنج بعد علمی، زیباشناختی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی را ارزیابی می‌کند و مدل سرانو بر ارزش‌های ذاتی‌ـ&amp;amp;nbsp;علمی، فرهنگی و کاربری‌ـ&amp;amp;nbsp;مدیریتی تمرکز دارد. نتایج نشان می‌دهد گردنۀ&amp;amp;nbsp;حیران در هر دو مدل بالاترین امتیاز را کسب کرده است (۷۰ در کامنسکو و 9/20 در سرانو)، درحالی‌که نئور به‌ واسطۀ محدودیت‌های دسترسی و مدیریت کمترین امتیاز را به دست آورده است. همگرایی نتایج دو مدل اعتبار اولویت‌بندی‌ها را تقویت می‌کند و مسیر طراحی سیاست‌های فضایی‌ـ&amp;amp;nbsp;مدیریتی را روشن می‌سازد. بر پایۀ یافته‌ها، توصیه می‌شود ضمن بهبود زیرساخت و دسترسی، برنامه‌های تفسیر ژئوتوریستی، مدیریت ظرفیت برد و زون‌بندی حفاظتی‌ـ&amp;amp;nbsp;عملیاتی به‌ویژه در نواحی کم‌امتیازتر تقویت شود تا توسعۀ ژئوتوریسم با ملاحظات پایداری هم‌سو شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نظام سکونتگاهی ایران مبتنی بر الگوهای جابه‌جایی مسافران هوایی (1390 تا 1400)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_104195.html</link>
      <description>تحلیل جریان‌های هوایی نیز می‌تواند به برنامه‌ریزان شهری کمک کند تا بهتر بفهمند که چگونه می‌توانند خدمات و زیرساخت‌ها را به گونه‌ای توزیع کنند که نیازهای جمعیت‌های مختلف را برآورده سازند. این پژوهش با هدف تحلیل نظام سکونتگاهی کشور ایران با استفاده از رهیافت شبکه‌مبنا و بررسی جریان‌های هوایی میان شهرهای دارای فرودگاه‌های فعال (طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰) می‌تواند به درک بهتری از الگوهای فضایی و تعاملات شهری کمک کند. این پژوهش مبتنی بر پارادایم اثبات‌گرایی با روش تحقیق کمّی از نوع توصیفی و تحلیلی است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد تهران به عنوان هستة مرکزی نقش غالبی در شبکة شهری ایفا می‌کند و این موضوع می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر توزیع خدمات و زیرساخت‌ها در سایر شهرها داشته باشد. وجود هسته‌های ثانویه در این نظام سکونتگاهی نشان‌دهندة شکل‌گیری الگوی چندمرکزی است که می‌تواند به توسعة متوازن‌تر مناطق مختلف کمک کند. این هسته‌ها ممکن است به عنوان نقاط قوتی در نظام سکونتگاهی عمل کنند که می‌توانند به جذب جمعیت و سرمایه‌گذاری‌های جدید کمک کنند. این پژوهش می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری‌های آتی در زمینة توسعة شهری و منطقه‌ای باشد و به بهبود کیفیت زندگی در شهرها کمک کند. در نهایت، توجه به تحلیل داده‌های جریان‌مبنا و استفاده از ابزارهای مدل‌سازی پیشرفته می‌تواند به غنای مطالعات نظام سکونتگاهی در ایران بیفزاید و به ایجاد راهکارهای مؤثرتر در مدیریت شهری و منطقه‌ای منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آثار گسترش افقی شهری بر رواناب و سیلاب با رویکرد مدیریت پایدار شهری (مطالعة موردی: شهر اهواز)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_102065.html</link>
      <description>گسترش افقی شهری با توسعة کنترل‌نشده و پراکندة مناطق ساخته&amp;amp;rlm;شده یکی از الگوهای رایج رشد شهرها به شمار می&amp;amp;rlm;رود. این پدیده، از طریق افزایش سطوح نفوذناپذیر، الگوهای رواناب و سیلاب‌های شهری را تغییر می‌دهد و به افزایش خطر آب‌گرفتگی در نواحی توسعه‌یافته منجر می‌شود. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر گسترش افقی بر گسترة رواناب و سیلاب، تغییرات پوشش اراضی شهر اهواز را طی دورة ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ تحلیل کرده است. در این زمینه، از تصاویر ماهواره‌ای Sentinel-1 و Sentinel-2 و مدل یادگیری ماشین XGBoost جهت طبقه‌بندی اراضی به دو کلاس مناطق ساخته‌شده و غیر&amp;amp;nbsp;ساخته‌شده استفاده شده است. همچنین، با استفاده از شاخص آنتروپی شانون تغییرات الگوی رشد شهری ارزیابی و پهنه‌های رواناب و سیلاب با روش آستانه‌گذاری اوتسو استخراج شده است. نتایج تحلیل آنتروپی شانون نشان می&amp;amp;rlm;دهد که مناطق ساخته&amp;amp;rlm;شده به سمت پیرامون شهر پیشروی داشته است. این امر سبب افزایش سطوح نفوذناپذیر و تشدید رواناب شده است؛ طوری که بیش از ۲ هکتار از اراضی توسعه‌یافته طی دورة مطالعه تحت تأثیر رواناب قرار گرفته‌اند. همچنین بیش از ۱۵ هکتار از مناطق ساخته‌شده در سال&amp;amp;rlm;های منتهی به وقوع سیلاب‌های فروردین ۱۳۹۸ و آذر ۱۳۹۹، طی این وقایع، دچار آب‌گرفتگی شده‌اند. افزون بر آن، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان می&amp;amp;rlm;دهد گسترش شهری در کنار عامل میزان بارش نقش بسزایی در افزایش وقوع پدیده&amp;amp;rlm;های سیلاب و رواناب ایفا می&amp;amp;rlm;کند. یافته‌های این پژوهش بر اهمیت مدیریت هوشمند توسعة شهری از طریق به‌کارگیری زیرساخت‌های نفوذپذیر، توسعة فضاهای سبز، و بهینه‌سازی سیستم‌های زهکشی به منظور کاهش خطرات ناشی از رواناب و سیلاب تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی مخاطرات محیطی در منطقة حفاظت‌شدة سفیدکوه</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_103397.html</link>
      <description>مناطق تحت حفاظت یکی از مهم‌ترین ذخایر زیستی و منابع تأمین‌کنندة خدمات اکوسیستمی هستند که لزوم &amp;amp;rlm;شناسایی مخاطرات &amp;amp;rlm;محیطی و حفظ و بهره‌برداری بهینه از این منابع امری ضروری است. در مطالعة حاضر &amp;amp;rlm;به‌ منظور شناسایی مخاطرات محیطی &amp;amp;rlm;موجود در منطقة حفاظت‌شدة سفیدکوه به ارزیابی عوامل تهدیدکننده در &amp;amp;rlm;چارچوب مدل مفهومی &amp;amp;rlm;DPSIR&amp;amp;rlm; از جمله &amp;amp;laquo;نیروی محرکه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فشار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;وضعیت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اثر&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;پاسخ&amp;amp;raquo; پرداخته شد. در ادامه &amp;amp;rlm;پس از شناسایی عمده‌ترین مخاطرات محیطی به اولویت‌بندی این مخاطرات &amp;amp;rlm;با استفاده از روش &amp;amp;rlm;TOPSIS&amp;amp;rlm; اقدام شد.&amp;amp;rlm; مطابق نتایج به‌دست‌آمده 37 عامل در وقوع مخاطرات محیطی در منطقة حفاظت‌شدة &amp;amp;rlm;سفیدکوه نقش دارند که 32 عامل &amp;amp;rlm;منشأ انسانی و 5 عامل منشأ محیطی دارند. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که پیشران‌های تهدیدکننده در عوامل انسانی شامل افزایش &amp;amp;rlm;جمعیت، ضعف مدیریتی، ضعف فرهنگی، و توسعة فعالیت‌های انسانی است و در ارتباط با &amp;amp;rlm;عوامل طبیعی می‌توان به تغییرات اقلیمی در منطقه اشاره کرد. &amp;amp;rlm;نتایج اولویت‌بندی مخاطرات محیطی &amp;amp;rlm;نشان داد بین عوامل تهدیدکننده بیشترین مجموع وزنی مربوط به توسعة فعالیت‌های انسانی (0187/0) و کمترین مجموع &amp;amp;rlm;وزنی مربوط به ضعف فرهنگی (065/0) است. همچنین عمده‌ترین &amp;amp;rlm;مخاطرات محیطی با بیشترین وزن در منطقه &amp;amp;rlm;به‌&amp;amp;nbsp;‌ترتیب شامل &amp;amp;laquo;کمبود نیرو و امکانات حفاظتی&amp;amp;raquo;&amp;amp;rlm;، &amp;amp;laquo;پایش و &amp;amp;rlm;کنترل ضعیف بر فعالیت‌های انسانی در منطقه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عملکرد ضعیف در &amp;amp;rlm;اجرای قانون&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شکار غیر&amp;amp;nbsp;مجاز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ورود دام مازاد به مراتع در &amp;amp;rlm;فصل‌های غیر&amp;amp;nbsp;مجاز و حساس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;گردشگری خارج از ظرفیت منطقه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعة فعالیت‌های اقتصادی نامناسب در منطقه (کشاورزی، &amp;amp;rlm;صنعت، &amp;amp;rlm;معدن‌کاری)&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;تغییرات کاربری اراضی/ پوشش (کشاورزی به &amp;amp;rlm;صنعت، جنگل به کشاورزی)&amp;amp;raquo; است.&amp;amp;rlm; بنابراین، کنترل این مخاطرات مستلزم برنامه‌ریزی جامع و مدیریتی یکپارچه در سطح این &amp;amp;rlm;منطقه است. نتایج این پژوهش می‌تواند با ارائة گستره‌ای از مخاطرات محیطی و درجة مخاطره‌پذیر بودن منطقة &amp;amp;rlm;حفاظت‌شدة &amp;amp;rlm;سفیدکوه به تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان در تدوین برنامه‌ای مدیریتی و نیز اتخاذ اقداماتی راهبردی در این منطقه کمک &amp;amp;rlm;کند.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد روش دلفی در اولویت بندی معیارهای شناسایی مناطق حساس محیط زیستی (مطالعه موردی: استان البرز)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_105501.html</link>
      <description>اهمیت روز افزون مدیریت پایدار سرزمین، حفاظت از سرزمین و همچنین اولویت بندی حفاظتی مناطق به یکی از مسائل ضروری در برنامه ریزی منطقه ای تبدیل شده است. از ملزومات اولویت بندی حفاظتی توجه به مناطق حساس محیط‌زیستی است. به منظور اولویت‌بندی معیارهای شناسایی مناطق حساس محیط‌زیستی در استان البرز از بررسی و جمع بندی 50 منبع خارجی و داخلی 9 معیار و 38 زیرمعیار حاصل شد. معیارها و زیرمعیارهای شناسایی شده در قالب پرسشنامه دلفی برای غربال و اولویت‌بندی در اختیار متخصصان و کارشناسان ذیربط قرار گرفت. نتایج بر اساس ضریب اهمیت نشان داد 9 معیار اصلی شامل آسیب‌پذیری بوم شناختی، مخاطرات انسانی (تعارض‌ها و تهدیدها)، تنوع‌زیستی گیاهی، تنوع‌زیستی جانوری، وابستگی انسانی، اقلیم، ویژگی زمین و مخاطرات طبیعی مشتمل بر 25 زیرمعیار پستانداران، آب سطحی، پرندگان، وضعیت آبی، تخریب زمین، حساسیت زیستگاه، بارش (خشکی)، آب زیرزمینی، عملکرد پوشش گیاهی، حساسیت خاک، تیپ گیاهی، خزندگان، حساسیت سرزمین، مخاطرات آبشناختی، آبزیان، حساسیت گیاهی، مؤلفه‌های اجتماعی، اهمیت تفرجگاهی، دما، انبوهی پوشش گیاهی، اهمیت اقتصادی (کاربری و فعالیت)، ناهمواری، نوع خاک، مدیریت، اهمیت علمی و آموزشی برای شناسایی مناطق حساس محیط‌زیستی استان البرز دارای اهمیت و به ترتیب دارای اولویت هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی روابط فرامحلی سکونتگاه‌های روستایی (مورد مطالعه: استان لرستان)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106123.html</link>
      <description>روستاها به‌عنوان فضاهایی پویا تحت تأثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی و فضایی قرار دارند که الگوهای سکونت و تعامل خانوارها را شکل می‌دهند. پراکندگی جغرافیایی، تنوع فرهنگی و فاصله از مراکز شهری موجب شکل‌گیری الگوهای منحصر به فرد روابط فرامحلی میان خانوارهای روستایی شده است. این روابط شامل جریان افراد، کالا، فناوری، اطلاعات و مالی است که نشان‌دهنده حضور خانوارها در شبکه‌ای گسترده فراتر از محدوده روستا است و تحلیل آن‌ها نیازمند رویکردهای فضایی و شبکه‌ای است. این پژوهش از نوع کمی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری شامل ۴۳۷ خانوار روستایی از شهرستان‌های خرم‌آباد، دورود و کوهدشت بود. داده‌ها با آزمون‌های تی تک‌نمونه‌ای و تحلیل واریانس یک‌طرفه بررسی شدند و برای تحلیل فضایی از شاخص‌های موران سراسری و محلی، آماره گتیس-ارد جی و برآورد چگالی هسته‌ای بهره گرفته شد تا الگوهای پراکندگی، تمرکز و خوشه‌بندی روابط فرامحلی شناسایی شوند. نتایج نشان داد که میانگین تمامی ابعاد روابط فرامحلی بالاتر از حد نظری است و جریان کالا و فناوری بیشترین شدت را دارند، در حالی که جریان افراد، مالی و اطلاعات در سطحی متوسط قرار دارند. تحلیل فضایی بیانگر توزیع نسبتاً پراکنده و چندمرکزی این روابط است و تنها چند روستا نقش گره فعال یا نقاط تمرکز نسبی را ایفا می‌کنند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که شبکه‌های فرامحلی در استان لرستان بیشتر مبتنی بر مبادلات کالایی و فناوری هستند و نقش مهمی در تقویت تاب‌آوری معیشتی و اتصال روستاها به شبکه‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده‌تر دارند. تحلیل شبکه‌ای و فضایی این روابط می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی توسعه روستایی و طراحی مداخلات هدفمند در مناطق روستایی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند و تبارشناسی مقالات مجله آمایش سرزمین (مورد: دوره اول تا دوره شانزدهم)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106165.html</link>
      <description>آمایش سرزمین یا سروسامان دادن به سرزمین در سال‌های اخیر مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تحلیل مقالات منتشر شده در مجله آمایش سرزمین دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی است. رویکرد حاکم براین تحقیق رویکرد استقرایی و با روش کیفی است. جامعه آماری تحقیق روش گردآوری اطلاعات تحقیق از نوع کتابخانه‌ای است.با بررسی دوره‌های شانزدگانه مجله از سال 1388 تا 1403 چهار موضوع: روش تحقیق مقالات انجام شده به لحاظ کمی، کیفی و یا ترکیبی، دانشگاه نویسندگان مقالات، موضوعات مقالات و منطقه موردی مقالات مورد ارزیابی قرار گرفته شده است که پس از فیش برداریهای لازم سرانجام نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار اکسل به صورت نمودار ترسیم شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که مقالات منتشر شده از ابتدا تا آخرین دوره مجله بیشتر از 60 درصد مقالات به صورت کمی بوده است و مقالات کیفی و ترکیبی نیز در رتبه‌های بعدی قرار دارند. از نظر تعداد مقالات منتشر شده در دوره‌های 16 گانه دانشگاه تهران بیش‌ترین تعداد مقالات را در این مجله به چاپ رسانده است و در رتبه بعدی دانشگاه‌آزاد اسلامی است که در همه دوره‌ها مقالاتی را به چاپ رسانده است. بیش‌ترین موضوعاتی که در دوره‌های مختلف در این مجله به چاپ رسیده است به ترتیب شامل توسعه پایدار، موضوعات نظری، موضوعات مختلف شهری، توسعه شهری و مکان‌یابی می‌باشد. در میان 31 استان کشور استان تهران بیش‌ترین مقالات چاپ شده در مجله آمایش سرزمین را به خود اختصاص داده است. پس از تهران استان خراسان رضوی با 9 دوره مقالات منتشر شده در این مجله در جایگاه بعدی قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش اقتصاد سیاسی فضا در تحقق برنامه‌ریزی تعاملی در کلانشهر تهران</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106528.html</link>
      <description>پذیرش رویکردهای نوین در نظام برنامه‌ریزی و طراحی شهری، نیازمند بسترسازی و انعطاف در اصول و رویه های کلان مسلط بر برنامه ریزی فضا، به مانند اصول حاکم بر اقتصاد سیاسی فضا می باشد. این هم‌راستایی می تواند نوید تحولات و تحقق تغییرات ساختاری و کارکردی در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری در نظام برنامه ریزی و طرح ریزی توسعه شهری گردد. این پژوهش تلاش می‌کند تا به تبیین نقش اقتصاد سیاسی فضا در تحقق رویکرد برنامه ریزی تعاملی در طرح ریزی توسعه شهری کلانشهر تهران بپردازد. با بهره‌گیری از یک روش تحقیق آمیخته به صورت کمی و کیفی و بهره گیری از روش دلفی هدفمند و روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه، داده های پژوهش گردآوری شد. نتایج به دست آمده با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که اقتصاد سیاسی فضا نقش مثبت و معناداری در تحقق رویکرد برنامه‌ریزی تعاملی در فرایند طرح‌ریزی توسعه شهری کلان‌شهر تهران دارد. در واقع مطابق با نتایج، نقش اقتصاد سیاسی فضا در تحقق تحولات ساختاری و کارکردی مد نظر رویکرد برنامه ریزی تعاملی برای ایجاد تحول در طرح ریزی توسعه شهری در کلانشهر تهران مثبت و معنادار می باشد. این پژوهش، نقش اقتصاد سیاسی فضا و همسویی ان با تحولات نوگرایانه در ایجاد تحولات سازنده و کارآمد در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری طرح های توسعه شهری را برجسته می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌ها، فرصت‌ها و راهکارهای بهبود اجرای آمایش آموزش عالی: مروری سیستماتیک</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106813.html</link>
      <description>آمایش آموزش عالی به عنوان یک رویکرد راهبردی در نظام آموزشی، به شناسایی و تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های این حوزه می‌پردازد. این پژوهش با استفاده از روش مرور سیستماتیک و تحلیل کیفی محتوای 67 مقاله منتشر شده در بازه زمانی 1373-1403 به بررسی ادبیات موضوع پرداخته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مهم‌ترین چالش‌های پیش‌رو شامل عدم هماهنگی بین‌بخشی، ضعف در اجرای سیاست‌ها و بی‌توجهی به نیازهای منطقه‌ای است که در نهایت کاهش اثربخشی برنامه‌های آمایشی را در پی داشته است. در مقابل، اجرای صحیح آمایش، فرصت‌های مهمی از جمله کاهش نابرابری‌های جغرافیایی در دسترسی به آموزش، توسعه متوازن منطقه‌ای، ارتقای کیفیت آموزشی و تقویت مهارت‌های اشتغال‌پذیری دانشجویان را فراهم می‌کند. این مقاله راهکارهای عملیاتی برای بهبود اجرای سیاست‌های آمایشی ارائه می‌دهد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: تقویت همکاری بین‌بخشی، توسعه تفکر راهبردی، استقرار نظام نظارت و ارزیابی اثربخش، به‌کارگیری فناوری‌های نوین و مهندسی مجدد فرآیندها. تحقق اهداف آمایش آموزش عالی در گرو توجه به این راهکارها و انجام پژوهش‌های کاربردی آینده است که در نهایت، عدالت آموزشی و توسعه پایدار ملی را به ارمغان خواهد آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اقلیم آسایش و توان اکولوژیک برای توسعه گردشگری پایدار در استان خوزستان</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_106963.html</link>
      <description>ارزیابی توان اکولوژیک گردشگری برآوردی از قابلیت‌ها و محدودیت‌های اراضی سرزمین برای توسعه گردشگری است که با سنجش ویژگی‌های اکولوژیک سرزمین توان محیط را برای استقرار زیرساخت‌ها و فعالیت‌های تفرجی تعیین و درجه‌بندی می‌کند. از طرفی دیگر گردشگران به مکانی که از بیشترین درجه آسایش و شرایط مطلوب اقلیمی برخوردار است تمایل به استقرار دارند. بنابراین ارزیابی توان اکولوژیک گردشگری و تعیین تعداد ماه‌های مطلوب برای حضور گردشگران در منطقه از اهمیت بالایی برخوردار است. براین اساس، در مطالعه حاضر به ارزیابی اقلیم آسایش و توان اکولوژیک برای توسعه گردشگری پایدار در استان خوزستان پرداخته شد. مطابق نتایج بدست آمده، توان اکولوژیک توسعه برای گردشگری متمرکز در استان خوزستان برابر با 18/13457 کیلومترمربع است که بخش گسترده‌ای از این پهنه‌ها در نواحی جنوب غربی منطقه پراکنده شده است. همچنین این استان دارای 28/57101 کیلومترمربع توان اکولوژیک برای توسعه گردشگری گسترده می‌باشد. همانطور که نتایج نشان داد، بهترین زمان گردشگری در استان، پاییز و زمستان (آبان تا اسفند) است و آسایش شبانه در بیشتر مناطق مطلوب‌تر از روز بوده و شهرهایی مانند دزفول، گتوند و شوشتر تا ۱۲ ماه آسایش شبانه دارند. همچنین دهدز با ۱۲ ماه آسایش در شاخص TCI، بهترین مقصد گردشگری در تمام فصول شناخته شد. براین اساس، با توجه به نتایج توان اکولوژیک و اقلیم آسایش به‌دست آمده از استان خوزستان، می‌توان به تخصیص زیرساخت‌های مناسب گردشگری و توسعه فعالیت‌های تفرجی متناسب با توان منطقه، در بین توان طبیعی &amp;amp;rlm;محیط و &amp;amp;rlm;نیاز گردشگران &amp;amp;rlm;رابطه‌ای منطقی و سازگاری پایداری را فراهم نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه سامانه زیرساخت داده‌های مکانی ملی در مدیریت بحران‌ها با تاکید بر فرونشست زمین در ایران</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_107685.html</link>
      <description>افزایش حجم داده‌های مکانی، ضرورت طبقه‌بندی، اشتراک‌گذاری و پردازش آن‌ها را در مدیریت بحران دوچندان کرده است. در زمان بحران ما نیازمند تصمیم‌گیری‌های بزرگ و کلان به منظور مدیریت هرچه سریعتر و کارآمدتر شرایط می‌باشیم. در شرایط بحران، وجود ابزارهای پشتیبان تصمیم‌گیری و جمع‌آوری اطلاعات و بهره‌مندی و گزارش‌گیری سریع و چابک از بانک‌های اطلاعاتی به‌روز، ضروری می‌باشد. در این میان سامانه زیرساخت داده‌های مکانی می‌تواند (SDI) بستری برای جمع‌آوری، استانداردسازی و به اشتراک‌گذاری داده‌های مکانی و در نتیجه ایجاد مدیریت یکپارچه فراهم نماید. در این مطالعه به بررسی جایگاه زیرساخت اطلاعات مکانی به عنوان بستری برای دستیابی به مدیریت یکپارچه در کاهش ریسک بحران‌ها با تاکید بر بحران فرونشست زمین پرداخته شده است. روش پژوهش حاضر شامل مرور سیستماتیک ادبیات فنی، تحلیل محتوای قوانین مرتبط، و استفاده از نظرات اساتید دانشگاهی و مدیران سازمان‌های متولی به صورت پرسشنامه‌ای و مصاحبه ساختاریافته می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد قوانین موجود عمدتاً به کنترل برداشت آب زیرزمینی پرداخته و ابعاد دیگری چون پایش نرخ فرونشست، پهنه‌بندی خطر و مقاوم‌سازی زیرساخت‌ها را نادیده گرفته‌اند. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی ۵ دسته اقدام کلیدی (شناخت پدیده، پایش، کنترل، علاج‌بخشی و مقاوم‌سازی، پیش‌بینی) و تعیین داده‌های مورد نیاز هر دستگاه شد. براساس این تحقیق مشخص گردید استقرار SDI با مدل پایگاه داده توزیع‌یافته، همراه با بازنگری قوانین و الزام دستگاه‌ها به اشتراک‌گذاری داده‌های استاندارد، می‌تواند بستر مدیریت یکپارچه بحران فرونشست را فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مولفه های مرتبط با آمایش و ساماندهی رشته های علوم پایه در راستای آمایش سرزمین و آمایش آموزش عالی: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_107686.html</link>
      <description>پژوهش حاضر در صدد شناسایی مولفه های آمایش و ساماندهی رشته های علوم پایه جهت ارائه ی الگوی مفهومی در نظام آموزش عالی است. این پژوهش، از نوع پژوهش های بنیادی به روش کیفی بوده و شیوة انجام آن، مرور نظام مند ادبیات به همراه تحلیل مضامین منابع منتخب و براساس دستورالعمل پریزما انجام گرفته است. برای جمع آوری اطلاعات، از روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی استفاده شد و از طریق مرور نظام مند ادبیات، تعداد 523 منبع اولیه طی سال های 2010 تا 2025 مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت؛ 47 منبع طبق معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. سپس با تحلیل داده ها و کدگذاری، مولفه های آمایش و ساماندهی رشته های علوم پایه شناسایی شد. در نتیجة تجمیع و دسته بندی کدهای احصاشده، پنج بعد اصلی برای شناسایی مولفه های آمایش و ساماندهی رشته های علوم پایه شامل1) فضایی-سرزمینی، 2)محتوایی، 3) سیاست گذاری و حکمرانی، 4) اقتصادی-کارکردی و 5) آموزشی شناسایی شد. از 105 کد اولیه تعداد 5 مفهوم برای بعد سیاست گذاری و حکمرانی بدست آمد؛ از 53 کد اولیه تعداد 3 مفهوم برای بعد محتوایی استخراج شد؛ از 30 کد اولیه تعداد 3 مفهوم برای بعد اقتصادی-کارکردی شناسایی شد؛ از 23 کداولیه تعداد 4 مفهوم برای بعد فضایی-سرزمینی شناسایی شد و از 63 کد اولیه تعداد 5 مفهوم برای بعد آموزشی حاصل شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زبان مشترک شهرها: بازطراحی سیاست‌های خواهرخواندگی کلانشهر تهران بر اساس تحلیل تجارب موفق جهانی</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_107687.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، شهرها نقش تازه‌ای در نظام روابط بین‌الملل یافته‌اند و از بازیگران صرفاً محلی به کنشگرانی فعال در تعاملات فراملی تبدیل شده‌اند. یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که شهرها برای گسترش نفوذ و همکاری‌های خود به کار می‌گیرند، روابط خواهرخواندگی است. شهر تهران نیز در سال‌های گذشته مجموعه‌ای از توافق‌ها و تفاهم‌نامه‌های خواهرخواندگی با شهرهای مختلف جهان منعقد کرده است. با وجود این، بررسی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از این روابط به دلیل نبود چارچوب راهبردی مشخص، فقدان برنامه‌های عملیاتی، ناپیوستگی مدیریتی و تمرکز بر تعاملات تشریفاتی نتوانسته‌اند نقش مؤثری در توسعه شهری ایفا کنند و اغلب محدود به اقداماتی نمادین و کوتاه‌مدت باقی مانده‌اند. از این رو، بازنگری و بازطراحی سیاست‌های خواهرخواندگی کلانشهر تهران بر اساس تجربیات موفق جهانی امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی الگوهای موفق روابط خواهرخواندگی در سطح بین‌المللی و ارائه چارچوبی برای بازطراحی سیاست‌های همکاری بین‌شهری تهران است. برای دستیابی به این هدف، پژوهش از یک رویکرد چند روشی بهره گرفته که شامل مرور نظام‌مند منابع، تحلیل مضمون و ارزیابی خبرگان می‌شود. در مرحله نخست، ۳۱۸ سند مرتبط با همکاری‌های بین‌شهری شناسایی شد. پس از غربالگری مبتنی بر معیارهای اعتبار، ارتباط و قابلیت اجرا، ۴۰ تجربه موفق جهانی برای تحلیل دقیق‌تر انتخاب گردید. در گام بعد، با استفاده از روش تحلیل مضمون، تعداد ۲۱۲ مضمون پایه از داده‌ها استخراج شد که هر یک نمایانگر ابعاد کلیدی روابط بین‌شهری کارآمد هستند. برای اعتبارسنجی و تعیین اولویت‌های این مضامین در زمینه کلانشهر تهران، دیدگاه‌های ۸ متخصص و صاحب‌نظر حوزه مدیریت شهری و دیپلماسی شهری گردآوری و تحلیل شد. سپس برای رتبه‌بندی اهمیت هر محور همکاری، از آزمون فریدمن بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که موفقیت روابط خواهرخواندگی بیش از هر چیز وابسته به توسعه همکاری‌های فرهنگی، علمی و اقتصادی و همچنین نهادینه‌سازی سازوکارهای اجرایی پایدار در ساختار مدیریت شهری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>منطق فضایی کنش‌های جمعی در تأمین زیرساخت‌های محلی (مطالعه موردی: سکونتگاه غیررسمی خواجه‌ربیع، مشهد)</title>
      <link>https://jtcp.ut.ac.ir/article_107934.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی در کلانشهرهایی مانند مشهد، چالش‌های جدی در تأمین زیرساخت‌های پایه ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل منطق‌های فضایی کنش‌های جمعی در تأمین زیرساخت‌های محلی در سکونتگاه‌های غیررسمی مشهد (مطالعه موردی: محله خواجه‌ربیع) انجام شد.روش پژوهش: روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی&amp;amp;ndash;کیفی) با طرح اکتشافی متوالی بود. در بخش کمی، ۳۷۰ پرسشنامه با استفاده از نمونه‌گیری طبقه‌ای (طبقه‌بندی شده) و به صورت تصادفی سیستماتیک توزیع و تحلیل گردید. در بخش کیفی، ۱۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با فعالان محلی، معتمدان و ساکنان دارای سابقه مشارکت زیرساختی انجام شد.یافته ها: یافته‌ها نشان داد کنش‌های جمعی تأمین زیرساخت در محله خواجه‌ربیع از سه منطق فضایی متمایز پیروی می‌کند: منطق واکنشی موضعی (۳۳.۸ درصد نمونه)، منطق مرکز&amp;amp;ndash;شعاعی (۲۹.۴ درصد) و منطق پراکنده یا تکه‌تکه (۳۶.۸ درصد). منطق مرکز&amp;amp;ndash;شعاعی که عمدتاً حول گره‌های اجتماعی مانند مساجد و حسینیه‌ها شکل گرفته بود، با سرمایه اجتماعی (&amp;amp;beta; =0/43) و امنیت ادراک‌شده مالکیت (&amp;amp;beta; =0/29) به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌ها همراه بود. مدل رگرسیونی توانست ۵۱ درصد از واریانس کنش زیرساختی را تبیین کند (R&amp;amp;sup2;=0.51 (. تحلیل کیفی، مکانیسم تبدیل انزوای فضایی به شکست کنش جمعی را در لبه‌های محله آشکار ساخت؛ مکانیسمی که از کاهش قابلیت همسایگی تا تضعیف اعتماد، افزایش فردگرایی و بازتولید منطق پراکنده امتداد می‌یابد.نتیجه گیری: نتایج نشان می‌دهند که تأمین زیرساخت در سکونتگاه‌های غیررسمی، صرفاً پاسخی به کمبود خدمات نیست، بلکه بازتاب تعامل پیچیده میان ساختار اجتماعی، امنیت نهادی و سازمان فضایی محله است. بنابراین، سیاست‌گذاران شهری باید به جای تحمیل راه‌حل‌های از بالا به پایین، از گره‌های اجتماعی موجود به‌عنوان کانال‌های اصلی برنامه‌ریزی زیرساختی استفاده کنند. همچنین مداخله هدفمند در لبه‌های محله با اولویت بهبود دسترسی فیزیکی و اتصال به گره‌های اجتماعی ضروری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
